نمی دانم ... نمی دانم چرا دیگر چشمانم در جاده انتظار منتظر تو نیست. نمی دانم چرا دیگر با آمدنت صدای پایت برایم هیجان آور نیست چرا دیگر دیدن چشمانت برای من یک رویا نیست چرا دیگر بودن و نبودنت برای من مهم نیست نمی دانم چه شد بر من؟ دلم می خواهد... دلم می خواهد که باور کنم که زندگی زیباست دلم می خواهد که باور کنم که بهار نمی میرد در بطن زمان دلم می خواهد بهترین ملودی را برای زندگی بسازم دلم می خواهد با امید بمیرم دلم می خواهد و دیگر هیچ....