جزتو

نظر

 

تمام بغض های نیامده ام را جبران میکند گریه ی انتظار"

انتظار ی  که" شیرینی اش را زنبور های عسل میدانند ..

پرستوهای مهاجر ذهنم میدانند ...

فصل های خران وبهار میدانند"

ودر آخر کسایی که ندیده عاشق شده اند میدانند"

حال افطار تنهایی ام را با چه انگیزه ایی باز کنم..

چگونه عیدم را بدون وجودش فطر کنم..

چگونه خلوت تنهایی ام را با خدا در اسرار شبهای قدر" الغوث الغوث کنم..

ادرکنی در ادبیات لب ودهانم نمیچرخد ...

چه قدر سکونم را به نشان رضایت بگیرم "

سکوتم را استخاره میکند فجر صبح ...

ویک روزی  به یمن بند بند نفس های صبح تو می آیی ..