سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران

جزتو

نظر

هـــوا را هــــرچــقدر نفــــس بکــشـــے

بـاز هـم بـــراے کـشـــیدنـش بـال بـال میـزنـے

مــثــل تــــــــــو

کـــه هـرچـــقدر کــه باشـــے

بـاز بــاید بـاشـــــے

میفــهمــے چــــهـ میگـــویـــم

بــــودنــــت مــــهـّـــم اســــــت

نظر

 

می گویند عشق آنستــــ که به او نرسی

و من می دانم چرا ...

زیرا در روزگار من ،

کسی نیستـــ که زنانه عاشق شود

وَ مردانه بایستد ...

بیایید به یکدیگر قول دهیــم ،
به هــر رابطـه ای عشـق نگویـیم
"عشـق حرمت دارد" لکه دارش نکنیم ...
و هنگامی که به اتفاقِ عـشـق رسیدیم ..
زنانه عاشق باشـیـم و مردانه ایستادگی کنیم ...

اعـــ ــوذ بـــالله من الشیطان الرجـــ ـــیم
بســـ ـــم الله الـــــ ـــرحمن الــــ ــــرحیــــمـــ
"خدایــ ـــا دوستــــتــــ دارم "

صـــ ـــدق الله العلـــــــے العظـــــــیم

 

میخوام بدونم ...

 

چراهرکی بامعرفت تره،صادق تره،احساساتی تره،مهربون تره

 

همیشه تنهاس...

 

چرابایدلجن بود تادورت شلوغ باشه..؟

 

به جوون مادرم عین حقیقته ودیدم که هرکی

 

لجن بود دورش شلوغتر بود...

 

شمام دیدید؟؟؟؟؟


 مرگ تدریجی....

هر روز یه قدم بهش نزدیک میشم....

هر روز متوجه میشم که داره چی به سرم میاد....

من موندمو تنهایی و شب و سکوت....

میخوام تا تهشو خودم برم...

میخوام کمک کنم به رفتن...

نترس جای دوری نیست...

همین نزدیکیهاست...

چه زود بلیط باطل میشه

بلیط منم باطله

مهر تمدید هم نمیخوره....

حرفهای زیادی دارم واسه گفتن...

چشماموورق بزن...

خودت بخون.....

خستم از این بغض نفسگیر....

از این بغض نشکسته....

خستم از حجم بالای خاطرات تو ذهنم...

چه کفشی پوشیده بودی که هنوز جای پات داره  دلمو از جا میکنه...

خدا جون یه کم بهم نفهمی عطا کن

مردم از بس فهمیدم به روی خودم نیاوردم...

سر خاک من!!...

اونی که بیشتر اذیتم کرد

بیشتر گریه میکنه!!...

اونی که نخواست مارو

بالاخره میاد دیدن جسدم!!...

اونی که حتی چشم دیدنم رو نداشت

زیر تابوتمو گرفته!!...

اونی که سلام نمیکرد میاد واسه خداحافظی

...عجب روزیه اون روز!!...

حیف که اون موقع خودم نیستم...

 

امشب میخوام فقط واسه دل خودم بنویسم...

واسه دلی که خیلی ها شکستن...

واسه دلی که جز خدا کسی همراهش نبود...

واسه دلی که بخاطر کسی میتپه...

اما حالا فقط منتظر یه چیزه...

یه ایست...یه مرگ...یه پایان

اون محکوم شده به تپیدن،

محکوم به شکستن و دم نزدن،

محکوم به تنها ادامه دادن...

این دل عاشق تنها دلیل تپیدنش عشقشه

اما دل عشقش...

دلم دلش گرفته...

گاهی اوقات صدای آهش رو می شنوم،صدای ناله های شبانشو...

گاهی اوقات دلداریش میدم بغلش میکنم بوسش میکنم...

میگم دلم،نترس یه روز تموم میشه

دیگه صدای آهت کسی رو اذیت نمیکنه بهت قول میدم

وحالا دلم... فقط ...منتظر یه چیزه

یه خواب همیشگی ...

 


الهی تو آنی که نور ...